خرید بک لینک

این روزها باز هم به شدت کمبود انرژی دارم! اسم حالم رو گذاشتم جمود فکری .. نمدونم دقیقا توی فصل خاصی اتفاق میافته یا هیچ ربطی به جابجایی فصل و ابعاد ماه و گردش زمین به دور خورشید نداره!

همیشه اینجور وقتها چند روزی خود درگیری دارم و به هیچ کدوم از برنامه های خودسازیم نمیرسم..ترجیح میدم بشینم جلوی تلویزیون و چند تا سریال و فیلم پشت سر هم ببینم یا توی محیط کار وبگردی کنم.

همیشه هم خوندن یه مطلب تازه یهو میشه تلنگری که منو از اعماق مرداب بی هدفی دربیاره و دوباره موتورم رو برای حرکت رو به جلو روشن کنه.

( همین الان از موسسه کتاب یه خانم خیلی خوش برخورد تماس گرفت و 5 جلد کتاب ازم سفارش گرفت. اینو گذاشتم به حساب کائنات که شاید اینطوری خواسته یه تغییری توی حالم ایجاد کنه.)

یه مطلب قشنگ هم دیروز از آقای بابک اسحاقی در کانال چهل سالگی( آقای قاسم حلاجیان) دیدم که خیلی متحولم کرد و اینجا میزارمش:

من آدم بی شنبه ای هستم !


نه ! درست خواندید . غلط املایی ندارم . منظورم دقیقا شنبه بود نه چیز دیگر .
آدم های بی شنبه آدم هایی هستند که هفته هایشان شش روز دارد نه هفت روز . یکشنبه تا جمعه . آدم های بی شنبه آدم هایی هستند که همیشه منتظر رسیدن شنبه ایی می شوند تا خرابی ها را درست کنند اما این شنبه هیچ وقت فرا نمی رسد .
آدم هایی که قرار است از شنبه بروند دنبال ساختن خودشان . قرار است از شنبه رژیم بگیرند . شروع کنند به درس خواندن برای کنکور . شروع کنند به باشگاه رفتن . شروع کنند به ترک سیگار . شروع کنند به دیگر انجام ندادن عادت های زشتی که خودشان را بیشتر از بقیه آزار می دهد . شروع کنند به کنار گذاشتن تنبلی . پیگیری کارهایی که ماه هاست به تعویق می افتند . شروع کنند به مرتب کردن کشوی به هم ریخته مدارک . خواندن کتابی که از نمایشگاه کتاب پارسال هنوز ورق نخورده . شروع کنند به سفر رفتن، کنسرت رفتن، سینما و تئاتر و موزه رفتن . شروع کنند به یاد گرفتن هنری که همیشه آرزویش را داشته اند .

@chehel_salegi

شروع کنند به تجربه ماجراجویی هایی که رویای کودکیشان بوده . شروع کنند به نوشتن اولین رمان بلند چند صد صفحه ای که ماه هاست به جزییاتش فکر کرده اند. شروع کنند به مهربان تر شدن با بعضی ها . شروع کنند به دید و بازدید با کسانی که دلشان برایشان تنگ می شود . آشتی کردن با کسانی که روزگاری دوستشان داشته اند . شروع کنند به قرار گذاشتن با دوستان مدرسه . شروع کنند به انجام تمام کارهای عقب مانده . شروع کنند به عوض شدن به تغییر .
آدم های بی شنبه تقصیر ندارند . هفته هایشان شنبه ندارد . آن شنبه لعنتی انگار هیچ وقت از راه نمی رسد . کم کم بزرگ می شوند بعد موهای سفیدشان در می آید و پیر می شوند و یکهو می فهمند که دیگر نه حوصله دارند نه بنیه . آدم های بی شنبه اگر با آلزایمر بمیرند خوش شانس هستند چرا که یادشان نمی آید که چه کارهایی می توانستند بکنند و نکرده اند .

بابک_اسحاقی


برچسبها: روزمرگیهای یک زن

برچسب: نویسنده: پندار پورحسین تاريخ: چهارشنبه 28 تير 1396 ساعت: 17:20

صفحه بندی